¸„ø¤º°¨₪☼ ∂ღ شب مهتابیღ∂ ☼₪¨°º¤ø„¸
خیال نکن با رفتنم دنیا به آخر میرسه, من که برم برای تو یه عشق بهتر میرسه
و چشمی هم به سوی جاده دارم اگر چه ظاهرم خاموش و سرد است برایت حرف دل آماده دارم خواستن اشتباه بود تورو دیدن یه گناه بود دلم از گناه نترسید که وجودت چون پناه بود. برایت مرکبی از غرور و محبت مهیا می کنم،تا تکسوار ساحل دریای بی انتهای عشقم گردی. اگر رفتی و مقصد گمشده را نیافتی،تو را به خدا سوگند می دهم،به کلبه کوچک قلبم باز گردی. دیده به راه توأم! با دست خاموش کردم وقتی... شنیدم ماه را به اتاقت بردهای... چشمانم را بستم و برگشتم نمی خواستم رفتنت را ببینم باور نمی کنم هرگز...آری هرگز که چنین مرا ترک کنی، اما افسوس که صدای قدمهایت با تپش های قلبم یکی است پس همچنان می خوانمت هر چند رفتی اما هنوز هم صادقانه می سرایمت دستهای پاییزی ام را به دست که بسپارم نمی دانم سنگینی غربت لحظه هایم را چگونه زیر آخرین بغض آسمان فریاد کنم نمی دانم صدای اولین حضور بارانی ات کنار کدام نخل مقدس متولد شد اما باز هم چشم براهم۰ بغض سکوت من در هیچ حنجره ای وا نمی شود بشکن سکوت را بگذار لحن مهربان تو هر لحظه،هر نفس در انتظار ساکت من مرتعش شود۰ امروز روز مرگ من است مرگ احساسم،مرگ عاطفه هایم۰ امروز تو می روی و مرا با یک دنیا غم به جا می گذاری فکر اینکه بعد از این بی تو سر کنم،دیوانه ام می کند۰ تو می روی بی آنکه بدانی به حد پرستش دوستت داشتم،آه...زمانه آخرین بازیت را هم با من کردی و تنها دلخوشی ام را از من گرفتی۰ ولی هر که نداند تو که می دانی او حق مسلم من بوده چرا که هدیه ای بود که خدا برای من تنها فرستاده بود۰چرا تنها مایه زندگی ام را از من گرفتی؟ چرا؟ مسافر: به انتظارت خواهم ماند. تا ابد برای همیشه زیرا می دانم که به سوی من باز خواهی گشت پس با همه توانم تلخی این انتظار را تحمل خواهم کرد۰ به انتظارت خواهم ماند زیرا قلب من با هر تپش خود آهنگ خاطرات گذشته را می نوازد۰ قلبی که در آن خاطره ها و خوشی ها تا ابد مدفون است۰ حتی اگر بدانم روزی جسم تو به سوی من باز نمی گردد. باز هم به انتطارت می نشینم. شاید روزی صدای پایی بشنوم که از آن تو باشد۰ نمی دانم چرا شاید خطا کردم و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم کجا.تا کی.برای چه؟ ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه بارید وبعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت رفته ای تنها رهایم کرده ای غنچه بعد از رفتنت لب وا نکرد چشم من با رفتنت دریا شد بی تو من از زندگانی خسته ام ای کاش می شد وقتی چشمانم را به چشمانت می دوزم و معنی عشق را در سیاهی چشمانت می بینم و درک می کنم چشمانت و نگاهت را از چشمانم ندزدی که غم بر دلم نشیند. ای کاش وقتی که در کنارم می نشینی هماندم که من به بوی عطر تنت خو می گیرم بر نمی خواستی که باز احساس تنهایی کنم. دستتو مشت کن... مشته؟... مشته مشته...؟ حالا محکم بزن تو چشمت تا کور بشی دوریمو نبینی۰ می دونی پشه چند تا دندون داره...؟ .. .. ۴۳تا.. .. .. شک داری.برو بشمار۰ ما خیلی از انقلاب دور شدیم... از امام حسین فاصله گرفتیم...شهدا رو پشت سر گذاشتیم... کم کم داریم می رسیم به میدون خراسون...کسی پیاده نمی شه؟ این اس ام اسو تا حالا واسه هیچکس نفرستادم... .. .. پس واسه تو هم نمی فرستم۰ شب به یاد تو از خواب بیدار می شم.به درو دیوار می خورم و با هزار بدبختی به تو می رسم...ای دستشویی۰ محبت گاه قطره ای اشک است که از چشم جاری می شود و با گرمای دستی به تو هدیه می شود. محبت واقعیتی است که در شهد گل های ایثار خانه دارد. محبت می تواند با نگاهی مهربان در قلبی حک شود و روی گلبرگ های احساس بنشیند و لبخندی شود. اینم از تو که می خواستی بمونم باهات همیشه عشقو برات کشیدم میون موج دریا رو ماسه ها نوشتم دوست دارم یه دنیا از عشق واست نوشتم با واژه های زیبا ای همه هستی من نزار منو تو تنها وقتی که دیگر نبود وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن مثل تنها مردن بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم جذاب ترین کلمه ــــ آشنایی متین ترین کلمه ــــ دوستی آرام بخش ترین کلمه ــــ محبت پاک ترین کلمه ــــ وجدان تلخ ترین کلمه ــــ تنهایی زشت ترین کلمه ــــ خیانت سخت ترین کلمه ــــ جدایی مي دونم فراموشم كرده ،نمي دونم فراموشش كنم يا نه؟
مرا از تو.تو را از من جدا کرد
غصه را آشنا یم کرده ای
گل دگر با شاپرک نجوا نکرد
خنده بر لبهای من رویا شده
همچو مرغی بال وپر شکسته ام
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شعله ي عشقش را تو دلم خاموشش كنم يا نه؟
چقدر يواش و بي صدا به خوابم پا گذاشت، مي ترسيد از خواب بپرم
فكر كردم اگه مي دونست چقدر دوستش دارم
و چقدر خوشحالم مي كنه اينطور آروم نمي اومد
ولي اون پيشم نيومد و فقط از خوابم گذر كرد
دنبالش كردم و ديدم كه به خواب پسري رفت و او را در آغوش كشيد
ناخودآگاه چشمانم بسته شد ، خارج شدم
و چشم بسته در روياها گم شدم
كمكم كنيد ، يه نفر دستم را بگيرد
راه بيداري را پيدا نمي كنم يكي بيدارم كند
كابوس ولم نمي كند من خودم را گم كرده ام
لطفا به من بگوييد كه اون فقط يه كابوس بود و بس


