تبليغاتX
¸„ø¤º°¨₪☼ ∂ღ شب مهتابیღ∂ ☼₪¨°º¤ø„¸

¸„ø¤º°¨₪☼ ∂ღ شب مهتابیღ∂ ☼₪¨°º¤ø„¸

خیال نکن با رفتنم دنیا به آخر میرسه, من که برم برای تو یه عشق بهتر میرسه

این آهنگ Rezaya,Highness,Saman Sharghi,Omega  هستش که خیلی دوسش دارم٫گفتم واسه شما هم بنویسمش.

واسه من نیار دیگه اینقدر بهونه   حالا که قلبم قدر تو رو می دونه

بگو میمونی با من٫بگو می خونی با من 

مثل تو پیدا نمی شه دیگه واسه من

واسه من نیار دیگه اینقدر بهونه   حالا که قلبم قدر تو رو می دونه

هفت روز هفته٫هفت بار در روز

باید بشنوم صدای کوچولومو هر روز  

 

 من تورو با یه دنیا نمی کنمت عوض   ناراحتت می کننم نیست از رو غرض

وقتی ناراحتی تو ندارم آروم

میبارم مثل بارون با صدام شو آروم

بی تو لحضه ها حروم میشه شادی تموم   اینو بدون بی تو نمی یارم دووم

بیمار تو شدم تویی دوای دردم

بافته شده از خواستنت تار و پود قلبم

عشق من جون من همه عمرم      گل من ریشت رفت تو وجودم

نمیدم ماهم و به آسمون و ستاره ها

نمیدم گلم و به گلدون و باغچه ها

آسمون و ستاره ها٬ گلدون و باغچه ها مال تو مال من

واسه من نیار دیگه اینقدر بهونه   حالا که قلبم قدر تو رو می دونه

بگو میمونی با من٫بگو می خونی با من 

مثل تو پیدا نمی شه دیگه واسه من

    وقتی پیشمی ستاره میکنه حسودی  چون ماه پیش منه تو آسمون نبودی 

واسه لذت بردنت از ساحل وحشی

موجی که به صخره میخوره میشه زخمی

تنم زخمیه واست منم اون موج     میگذرم از جونم تا برسی به اوج

اگه نباشی رسیدم به بن بست

نمیدم به هیچ قیمتی تورو از دست

نیاد پایین اشکت بدون تو قدرش   قطره شبنم داره کلی ارزش

ببین سرونازم میخوام باشی کنارم

درخت تشنه منم برات میبارم

نمیدم ماهم و به آسمون و ستاره ها

نمیدم گلم و به گلدون و باغچه ها

آسمون و ستاره ها٬ گلدون و باغچه ها مال تو مال من

واسه من نیار دیگه اینقدر بهونه   حالا که قلبم قدر تو رو می دونه

بگو میمونی با من٫بگو می خونی با من 

مثل تو پیدا نمی شه دیگه واسه من

             

 

نوشته شده در دوشنبه 1386/07/30ساعت توسط #SoM3OnE#| |
 listat.blogfa.com
نوشته شده در یکشنبه 1386/07/29ساعت توسط #SoM3OnE#| |

تو سرشار از زندگی بودی

چشمان بلورین سبزت

گویی آکنده از سبزینه بود

آشفته بودی

موهای پریشانت گویی ریشه افشان گیاهی بود

که از اشک چشمانت آب می خورد

مهربان بودی

در دستانت پرنده ای تخم گذاشت

تو آنقدر پلک نزدی تا جوجه شد

در ردیف دندانهایت مجال زندگی هیچ تک زیی نبود

تو لب به گوشت برادرانت نمی زدی

ابروانت کمان تیر نگاه تو بودند

هدف تو قلب من بود

به هدفت رسیدی

همه عمر گرفتار تو بودم

نوشته شده در یکشنبه 1386/07/29ساعت توسط #SoM3OnE#| |
عبادت بعضي از ما مانند شيطنت بچه هايي است كه در مي زنند و فرار مي كنند.

دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره .

کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقي ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بي وفا باور ندارد.

به من گفتي كه دل دريا كن اي دوست، همه دريا از آن ما كن اي دوست، دلم دريا شد و دادم به دستت، مكش دريا به خون پروا كن اي دوست.

حالا باز دوباره بارون مي خوره رو تن شيشه اخه چي كم شده از تو كه مي ري واسه هميشه.

عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه.

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من و تو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم.

بيا با پاک ترين سلام عشق آشتي کنيم *بيا با بنفشه هاي لب جوب آشتي کنيم * بيا ازحسرت و غم ديگه باهم حرف نزنيم * بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده کنيم .

 

نوشته شده در شنبه 1386/07/28ساعت توسط #SoM3OnE#| |
listat.blogfa.com

این هم عکسی یه که سال دوم از دستامون انداختیم.

 

نوشته شده در جمعه 1386/07/27ساعت توسط #SoM3OnE#| |
listat.blogfa.com
نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/26ساعت توسط #SoM3OnE#| |
*دلم گرفته٬دلم گرفته*

*حدیث غربت یه فصل سرده*

*تو شهر قصه پری دیگه نیس*

*دیگه کسی نیس با من بخونه*

*کدوم ترانه واسم بهونه می تونه باشه تو فصل غربت*

*تا من دوباره بهاری باشم٬تا غربت از من فراری باشه*

*آروم آروم نشستی توی قلبم*

*چه ساده باورم شد که گفتی تا همیشه بی تو زندگی نمیشه*

*دیدی رو حرفت نموندی٬منو تنها گذاشتی حالا با همین ترانه می خوام باز برات بخونم *

نوشته شده در چهارشنبه 1386/07/25ساعت توسط #SoM3OnE#| |
listat
نوشته شده در سه شنبه 1386/07/24ساعت توسط #SoM3OnE#| |
listat
نوشته شده در دوشنبه 1386/07/23ساعت توسط #SoM3OnE#| |

میرم بدونی که گذشتم از نگات

حسرت به دل شو پرید از سرم هوات

تا دنیا دنیاست نمی بخشمت برو

با تو غریبم نمی شناسمت تورو

دلم زیر لب میگه نمی بخشمت دیگه

برو هرچی بوده بینمون ببخش

تورو بخشیدن خطاس٬با تو موندن اشتباس

برو قصه بین ما رسید به سر

نمی بخشمت محاله٬با تو موندنم خیاله

 

نمی خوام بیفته چشممون به هم

نمی خوام پیشم بمونی٬تو گوشم دیگه بخونی

بیا هر چی خاطرس بهت بدم

نمی بخشمت محاله با تو موندنم خیاله

نمی بینی دل بسوزونم برات

دیگه نیستی یک بهونه٬واسه موندن عاشقونه

که تکراریه تموم قصه هات

نه دل تنگه برای دیدنت٬نه قشنگه فکر رسیدنت

نه خالیه جات٬نه بی تو بی کسم

توی خواب ببینی تویی همه کسم

دلم زیر لب میگه نمی بخشمت دیگه

برو هرچی بوده بینمون ببخش

تورو بخشیدن خطاس٬با تو موندن اشتباس

برو قصه بین ما رسید به سر

نمی بخشمت محاله٬با تو موندنم خیاله

نوشته شده در دوشنبه 1386/07/23ساعت توسط #SoM3OnE#| |
سلام دوستان

خوبین؟خوش می گذره؟چه خبرا؟چه کارا می کنین؟

راستی عیدتون مبارک.عیدی ما که سر جاشه؟

.من که عیدی واستون دارم

.۳تا آهنگ هستش از سعید و علیشمس که خودم هر چی دنبالش گشتم پیداش نکردم٬ حالا گفتم به شما بگم که اگه دارین واسم سند کنین

آهنگ:یاد بگیر این ۳ اسم رو٬ خلاف ما٬ کاریکاتور

مرسی٬فعلا بای

نوشته شده در شنبه 1386/07/21ساعت توسط #SoM3OnE#| |

ميدوزم

شادي را به غم

زياد را به كم

درخت را به ريشه

گاهي را به هميشه

ستاره را به آسمان

زمين را به كهكشان

كهنه را به نو

.

.

.

.

خودم را به تو...

 

 

بهترین مترجم کسیست که سکوت را ترجمه کند

 

 

من آهنگ غریب روزگارم ، غمی در انتهای سینه دارم ، تمام هستیم یک قلب پاک است ، که آن را زیر پایت می گذارم ...

 

 

برداشتن قدمهای بزرگ.... پاره شدن خشتک را در بر دارد.

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/19ساعت توسط #SoM3OnE#| |
listat
نوشته شده در سه شنبه 1386/07/17ساعت توسط #SoM3OnE#| |
سلام دوستان

.این یه عکسیه که سال دوم دبیرستان انداختیم

.تعجب نکنین که چرا کفشامون اینقدر درب و داغونه٬ آخه آخرین روزای مدرسه بود

listat

نوشته شده در دوشنبه 1386/07/16ساعت توسط #SoM3OnE#| |
listat
نوشته شده در یکشنبه 1386/07/15ساعت توسط #SoM3OnE#| |
listat
نوشته شده در جمعه 1386/07/13ساعت توسط #SoM3OnE#| |

   این بار اگه خدا کنه

اگه فقط نگاه کنه

          من دیگه چیزی نمی خوام

 حرفامو باور بکنه

     بهش میگم اگه بخواد

        چشمامو فرشش می کنم

     دل و به دریا می زنم

       میگم که عاشقش منم

        میگم که از همه سری

       تویی فقط دل می بری

            میمیرم اون روزی که تو

      از سر راهم بگذری

  قلب من مال تو

 این تنها یادگاره

     اون منم که بی تو

           هر لحظه اش انتظاره

           ببین که بی تو نمیشه

         تنهای تنهام همیشه

           انگار که دیوونه شدم

               شب و روزم پشت شیشه

             اسمتو هیچ وقت از لبم

           حتی یه دم دور نمیشه

        همدم من تویی فقط

                هیچکی برام جون نمیشه

    قلب من مال تو

    این تنها یادگاره

        اون منم که بی تو

              هر لحظه اش انتظاره

                                  

نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/12ساعت توسط #SoM3OnE#| |
..........................ای خدا

.  نسل هر چی عربی رو از زمین بردار

. خیلی سخته.چقدربخوووووووووووووووووووووووووونم 

نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/12ساعت توسط #SoM3OnE#| |
listat
نوشته شده در چهارشنبه 1386/07/11ساعت توسط #SoM3OnE#| |

listat

تند و تند قدم برمی داری .
به هیچ چی نگاه نمی کنی .
بهت تنه می زنن .
بهشون تنه می زنی .
بوی عطر آشغالشون رو تحمل می کنی .
می خندن ، زر می زنن ، جیغ می زنن ؛ دود سیگار حوالت می دن , هیچی نمی گی , رد می شی .
داری یخ می بندی
دلت می خواد بری یه جای گرم ....
از بین پسرای قد بلند و موهای ژل زده شون رد می شی .
از لابه لای دخترای خوشگل و خنده های بلندشون می گذری .
هیچکس بهت نگاه نمی کنه .
هیچکس حست نمی کنه .
توی این دنیا هیچکس درکت نکرده ... هیچکس .
تنهایی واست شده یه عادت .
یه عادت تکراری ... یه عادت تلخ و سیاه .
تند و تند قدم بر می داری .
دل کوچیکت تاپ تاپ می زنه ... یه روزگاری عاشق بودی و حالا ....
بلاخره اونو از دور می بینی .
گرم می شی .
حس می کنی خود خودشه .
همونی که منتظرش بودی .
اونم تنهاست .
مثه خودت .
بهت نگاه می کنه .
بهش نگاه می کنی .
اون میاد جلو ... تو وامیستی و اومدنشو نگاه می کنی .
رخ به رخت وامیسته ... چشای سیاهشو توی چشات می دوزه .
همونجا عاشقش می شی .
دستای کوچیکشو می گیری توی دستت .
دستای سردت داغ می شه .
لبخند می زنه ... تو هم می خندی .
برای شام دعوتش می کنی .
اونم با یه لبخند قبول می کنه .
هر دو تند و تند از لا به لای آدمای گیج و بی مصرف رد می شین .
یه رستوران شیک رو نشون می کنی .
تو جلوتر می ری ... اونم کمی آرومتر پشت سرته .
امشب چه شب خوبی می تونه باشه .
همه غم و غصه هاتو فراموش می کنی .
یهو یه صدای وحشتناک تو رو به خودت میاره .
تلپ .....
بر می گردی .
خشکت می زنه ... بدن له شده اونو می بینی که روی زمین پخش شده .
می خوای داد بزنی نعره بکشی ... ولی فقط اشکه که از توی چشات می زنه بیرون .
لاستیک دوچرخه رد خون اونو تا چند متر اونطرفتر با خودش می بره .
ایندفه هم عشقتو از دست می دی .
مثه خیلی دفه های دیگه .
هنوز برق چشای درشت و سیاهشو جلوی چشات حس می کنی .
بغض توی گلوت می شکنه .
بلند بلند گریه می کنی وبا تموم وجود داد می زنی :
- من نمی خوام سوسک باشم

نوشته شده در دوشنبه 1386/07/09ساعت توسط #SoM3OnE#| |
يه پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميده...

يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود "مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد".

يه پسر خوب هميشه چشم به آسفالت از خونه ميره بيرون و چشم به آسفالت هم به خونه برميگرده (البته اگه برگرده)

يه پسر خوب با شنيدن اسم جنيفر لوپز، نيکل کيدمن و امثالهم استغفرالله جاري ميکنه!!!!!

يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته!

يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متري هيچ خانمي نميشينه.

يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده.

يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه.

يه پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبينه ذوق زده نشده و در صدد عقده‌اي بازي بر نمي آد.

يه پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر رو متر نميکنه.

يه پسر خوب روزي 10 بار هوس بردن نذري به دم در خونه‌ي همسايه که تصادفاً دختر دم بخت دارن رو نميکنه.

يه پسر خوب تا قبل از سن 50 سالگي فکر زن گرفتن را از سر خود بيرون ميکنه.

يه پسر خوب تا قبل از ازدواج 99 بار عاشق نشده و هر دفعه ادعاي وحدت در عشق نميکنه.

يه پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فوراً با پليس 110 تماس حاصل مي کنه، نه اينکه يه بادمجون بخوابونه زير چشم طرف.

يه پسر خوب فقط جوکايي رو ميگه که مورد تائيد 1- وزارت ارشاد اسلامي 2- وزارت بهداشت 3- وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشه.

يه پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رسونه.

 

نوشته شده در دوشنبه 1386/07/09ساعت توسط #SoM3OnE#| |

وقتي ميبوسه تو رو ياد من مي افتي هيچوقت
وقتي نازت ميكنه ياد من مي افتي هيچوقت
وقتي گل ميده بهت ياد ميخكا مي افتي
وقتي زل زدي بهش ياد شكلكا مي افتي
يا كه نه ؟...
ياد من مي افتي هيچوقت
يا كه نه ؟...
ياد من مي افتي هيچوقت
***
وقتي گريه ميكني سرتو بغل ميگيره
وقتي ميخندي بهش براي خنده هات ميميره
وقتي با همديگه اين كنار هم اينور و اونور
وقتي چشم غره ميري واسه چشمات ميزنه پرپر

تو رو دوست داره مثل من يا كه نه ؟
تو رو رو چشاش ميزاره يا كه نه ؟

تو رو دوست داره مثل من يا كه نه ؟
تو رو رو چشاش ميزاره يا كه نه ؟

مثل من يا كه نه ؟ مثل من يا كه نه ؟ مثل من ...

وقتي آهنگي كه با هم مي شنيديم و گوش ميدي يادم مي افتي ؟
اونجاهايي كه باهم رفتيم ميري يادم مي افتي؟
وقتي دوستاي قديمو ميبيني از من ميپرسي ؟
خيلي دوست دارم بدونم كه حالت چطوره راستي؟
هنوز عكسامو نگه داشتي يا نه ؟
هواي طوطيمونو داشتي يا نه ؟
ياد من مي افتي هيچوقت ؟
***
وقتي گريه ميكني سرتو بغل ميگيره
وقتي ميخندي بهش براي خنده هات ميميره
وقتي دلگيره ازت تو رو ميبخشه مثل من
واسه خندوندن تو ميكشه نقشه مثل من
تو رو دوست داره مثل من
يا كه نه
اشكات رو تنش مي باره
يا كه نه
تو رو دوست داره مثل من
يا كه نه
تو رو رو چشاش ميزاره
يا كه نه
مثل من يا كه نه ؟ مثل من يا كه نه ؟ مثل من
تو رو دوست داره مثل من؟

نوشته شده در دوشنبه 1386/07/09ساعت توسط #SoM3OnE#| |
منو درگیر خودت کن تا جهانم زیرو رو شه
تا سکوت هرشب من با هجومت روبرو شه

بي هوا بدون مقصد سمت طوفان تو مي رم
منو درگير خودت کن تا که آرامش بگيرم

با خيال تو هنوزم مثل هر روز و هميشه
هر شب حافظه ي من پر تصوير تو مي شه

با من قريبگي نکن با من که درگير توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام

با من قريبگي نکن با من که درگير توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام من مات تصوير توام

تو همين جايي هميشه با تو شب شکل يه روياست
آخرين نقطه ي دنيا تو جهان من همين جاست

تو همين جايي و هر روز من به تنهاييم دچارم
منو نزدیک خودم کن تا تو رو يادم بيارم

با خيال تو هنوزم مثل هر روز و هميشه
هر شب حافظه ي من پر تصوير تو مي شه

با من قريبگي نکن با من که درگير توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام

با من قريبگي نکن با من که درگير توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام من مات تصوير توام
نوشته شده در دوشنبه 1386/07/09ساعت توسط #SoM3OnE#| |

زندگي يک آرزوي دور نيست؛
زندگي يک جست و جوي کور نيست
زيستن در پيله پروانه چيست؟
زندگي کن ؛ زندگي افسانه نيست
گوش کن ! دريا صدايت ميزند؛
هرچه ناپيدا صدايت ميزند
جنگل خاموش ميداند تو را؛
با صدايي سبز ميخواند تو را
زير باران آتشي در جان توست؛
قمري تنها پي دستان توست
پيله پروانه از دنيا جداست؛
زندگي يک مقصد بي انتهاست
هيچ جايي انتهاي راه نيست؛
اين تمامش ماجراي زندگيست

نوشته شده در سه شنبه 1386/07/03ساعت توسط #SoM3OnE#| |

می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی

می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

می رسد روزی که تنها در کنار عکس من

قصه ء عشق کهنه ام را مو به مو از بر کنی

نوشته شده در سه شنبه 1386/07/03ساعت توسط #SoM3OnE#| |

عشق كليد شهر قلب است به شرط آن كه قفل دلت هرز نباشد كه با هر كليدي باز شود. 


بزرگي را گفتم زندگي چند بخش است ؟ گفت دو بخش : كودكي و پيري...... گفتم پس جواني چه شد؟ گفت با عشق ساخت ، با بي وفايي سوخت ، با جدايي مرد.
 

 

دوست داشتن كساني كه دوستمان مي‌دارند كار بزرگي نيست، مهم آن است كه آنهايي كه ما را دوست ندارند، دوست بداريم.

 

از او پرسيدم چون به من نياز داری دوستم داری يا چون دوستم داری به من نياز داری؟به او گفتم چون دوستت دارم بی نيازترين ادم دنيام.

 

مراقب افکارت با ش که گفتارت می شود مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود مراقب رفتارت باش که عادتت می شود مراقب عادتت باش که شخصيتت می شود مراقب شخصيتت باش که سرنوشتت می شود.

 

آبی تر از آنيم که بی رنگ بميريم از شيشه نبوديم که با سنگ بميريم تقصير کسی نيست که اينگونه غريبيم شايد خدا خواست که دلتنگ بميريم.

 

آيا تا بحال ديده ای درختی از شاخه های خود آويزان باشد بخدا من همان درختم.

 

اين جهان پر از صدای پای مردمی است که همچنان که ترا ميبوسند طناب دار تو را در ذهن خود می بافند.

نوشته شده در سه شنبه 1386/07/03ساعت توسط #SoM3OnE#| |

باور نداشتم که گل آرزوی من
با دست نازنین تو بر خاک اوفتد
با این همه،هنوز به جان می پرستمت
بالله اگر که عشق این چنین پاک اوفتد

می بینمت هنوز به دیدار واپسین
گریان درآمدی که :«فریدون خدا نخواست!»
غافل که من بجز تو خدایی نداشتم
اما دریغ و درد نگفتی چرا نخواست!

بیچاره دل خطای تو در چشم او نکوست
گوید به من :«هر آنچه که او کرد خوب کرد!»
«فردای ما » نیامد و خورشید آرزو
تنها سپیده ای زد و آنگه ... غروب کرد.

بر گورِعشق خویش شباهنگ ماتمم
دانی چرا نوای عزا سر نمی کنم؟
تو صحبت محبت من باورت نبود
من ترک دوستی ز تو باور نمی کنم!

پاداش آن صفای خدایی که در تو بود
این واپسین ترانه تو را یادگار باد
ماند به سینه ام غم تو یادگار تو
هرگز غمت مباد و خدا با تو یار باد.

دیگر ز پا فتاده ام ای ساقیِِِِِ اجلِِِِ
لب تشنه ام ،بریز به کامم شراب را
ای آخرین پناه من ،آغوش باز کن
تا ننگرم پس از رخ او آفتاب را

نوشته شده در سه شنبه 1386/07/03ساعت توسط #SoM3OnE#| |

یادم باشد

               حرفی نزنم که به کسی بر بخورد.

یادم باشد 

               نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد.

یادم باشد

                خطی ننویسم که آزار دهد کسی را.

یادم باشد

                روز و زورگار خوش است همه چیر بر وفق مراد است تنها دل ما دل نیست.

نوشته شده در سه شنبه 1386/07/03ساعت توسط #SoM3OnE#| |