¸„ø¤º°¨₪☼ ∂ღ شب مهتابیღ∂ ☼₪¨°º¤ø„¸
خیال نکن با رفتنم دنیا به آخر میرسه, من که برم برای تو یه عشق بهتر میرسه
مرد جوان مسيحي كه مربي شنا و دارنده چندين مدال المپيك بود ، به خدا اعتقادي نداشت. او چيزهايي را كه درباره خدا و مذهب مي شنيد مسخره ميكرد. شبي مرد جوان به استخر سرپوشيده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولي ماه روشن بود و همين براي شنا كافي بود. آرزوی داشتن تو میدونم خیلی محاله آرزوی داشتن تو از حقیقت خیلی دوره کاشکی چشمای نجیبت تا همیشه مال من بود آرزوی دیدن تو هر طلوع و هر غروب کاشکی یه خونه کوچیک آشیونه عشق ما بود کاشکی دنیای من و تو از همه دنیا جدا بود عمر من جدا بود، جدا بود، عمر من جدا بود، جدا بود آسمون ببار که باریدن تو همدم اشک دو چشمونم بشه نشه فهمید که تو چهره ام جای اشک قطره خیسه بارون میچکه آسمون بزار که ابرای سیاه کینه از غبار و غربت بشورن تو نزار که تک درختای سپید تو هجوم لحظه ها تن ببازن دقیقه ها، ثانیه ها، یه لحظه دوری تو نگاه شاخه خشکیده بید، مرگ من و آدمکا همه وهمه فقط تورو به یادم میاره اشک و مهمونه دو چشمم میکنه،روی خط غصه ها پا میزاره اشک و مهمونه دو چشمم میکنه، غم و توی لحظه ها جا میزاره I wake up with a smile. Because today is another day, I see you. Your eyes, your face. They make everything feel in its place, and it seems like it's been a while. When only it's been a day but, I get to see you again. So I wake up with a smile. یادته بهت میگفتم که اگه بری میمیرم من تنها رو سپردی به هجوم تیغه غربت از راهي كه رفتي برنگرد كه ديگه ديره سلام دوستان خلم٬ که حتی یه ذره هم نمیتونین حدس بزنین که این عکسای پایینی طبقه چنده این عکسا توسط خودم گرفته شده٬ و خیلی هم دوسشون دارم این عکسا از طبقه ۲۷ ٬ یکی مونده به آخری گرفتم ما دوتا مسافریم سرنوشت مارو صدا کرد من و تو باید بریم یکیمون پاک و ساده یکیمون رفع تواهی این دیگه آخر جادس همسفر٬ آخر خطیم توی این ضربه آخر اونی که باخته منم خورد فریب عشقی تلخ زهر و نوشید اون منم دل سادم خورد فریب گفت هر چی شد به جون بخر من که باختم توی عشقم تو که بردی منم برم گل نیلوفر تنها و غمگینم تو این بارون و مه تو این شب پاییز پی چشمای تب دار تو میگردم من امشب واژه مهتاب و بوسیدم دلم بعد تو شد ویروونه ای متروک مگه احساس و میشه توی زندون کرد یه سلام آلبالویی به تو که خیلی هلویی, یه سلام توت فرنگی به تو که خیلی قشنگی, یه سلام پرتقالی به تو که خیلی باحالی تو هواي تازه زندگي هستي كه تو قصر آرزوهايم نشستي تو همون لطف خدايي كه طلسم نااميدي من شكستي تو مگه قلب مني كه صداي نفسات هرجا ميرم با منه تو مگه عمر مني كه دم و بازدمم تو را فرياد ميزنه تو مگه قلب مني بعضي ها وقتي گير مي كنند دوستت هستند بعضي ها نيستند و وقتي هم هستند بهتر است نباشند بعضي ها نيستند و اداي بودن در مي آورند بعضي ها در عين بودن هرگز نيستند بعضي هاي ديگر هم به طور كلي هستند ولي آدم نيستند آنهاي ديگري هم كه آدم هستند نيستند ما کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن. و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن زندگی برای آن کسی ارزشمند میشود٬ که خوب آموخته باشد. با همان اشتیاق به آینده بنگر که به گذشته نگاه میکنی. در گذشت دکتر قیصر امین پور رو به شما تسلیت میگم روحش شاد این یه شعر از قیصر هستش که خیلی قشنگه٬ گفتم بنویسمش.من که خوشم اومد قطار قطار میرود تو میروی تمام ایستگاه میرود و من چقدر ساده ام٬ که سالهای سال در انتظار تو کتار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام نخی که داخل شمع بود از شمع پرسید:چرا وقتی میسوزم تو آب میشی؟شمع جواب داد: وقتی میبینی یکی که تو قلبته داره میسوزه مگه میتونی گریه نکنی؟ داشتم توی یک جاده می رفتم که چشمم خورد به یه تابلو که روش نوشته بود: دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل. ستاره بخت هیچ کسی شوم نیست، این ما هستیم که آسمان را بد تعبیر میکنیم. عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست... صدقه است. هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم. به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد ! به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم. شاهکاره بچه ها واسه تولدم... اینم باز مال سال دوم آخی چقدر زود گذشت٬دلم واسش تنگ شده شاخ نشی ها٬دیدی سوزوندمت٬ شوخی کردم٬ دوست دارم٬ اسمم رو از روی اسمت بر میدارم:اینا شعر محسن غلامی هستش که واسه خودمون ماجراهایی داره٬ که دیگه به شما ربطی نداره بسه دیگه اینقدر موتو نزن٬ کارت شده مارو کاشتن٬دختر نیلوفر مشکل تورو داشتن:اینهم فارز آسانسور٬ تحت یا فوق٬ bluetooth ٬بستنی :در رابطه با بیرون رفتن با دوستامه پیشی جون:معادل پیشرو هسش(عشق دوستم تو سعی نکن به امید بدی چون امید کلمه ای یه که هیچ موقع واسه من معنی نداشت نور که هیچوقت٬ هیچوقت فضای تاریک منو روشن نکرد وقتی بهت گفتم دوست دارم رفتی نمی خوام دوباره تو پیشم برگردی بگی دوست دارم باورم نمیشه برو گمشو برو آره برا همیشه نهالی که کاشتی از ریشه داغونه سهم من و تو گریه بارونه دل من آرومه با تو پریشونه وقتی که می بینتت اسیر یه زندونه من دیگه یه دیوونم تو نپرس از من چرا؟ برای نگاه تو همیشه بودم من یه گدا دنیا را به کودکان بدهیم، حداقل برای یک روز بدهیم مانند بالونی رنگارنگ بازی کنند، بازی کنند، آواز سر دهند در میان ستارگان. دنیا را به کودکان بدهیم، بدهیم مانند یک سیب بزرگ مانند یک تافتون گرم، چیزی نیست یک روز. دنیا را به کودکان بدهیم حداقل برای یک روز تا دنیا، دوستی را درک کند. کودکان، و درختان ابدی خواهند کاشت.
مرد جوان به بالاترين نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز كرد تا درون استخر شيرجه برود ناگهان، سايه بدنش را همچون صليبي روي ديوار مشاهده كرد.احساس عجيبي تمام وجودش را فرا گرفت. از پله ها پايين آمد و به سمت كليد برق رفت و چراغ را روشن كرد. آب استخر براي تعمير خالي شده بود.
زندگیم بی تو محاله دسته مرگو من میگیرم
یادته که روز آخر بغضم و نگه نداشتم
تو جوابه تلخ بدرود گریه هام و جا گذاشتم
خودت اما پر کشیدی میون تیک تیک ساعت
به تو گفتم نرو برگرد که تو قلبه من نشستی
ولی تو با خنده گفتی که دیگه عهد و شکستی
میدونم یه روز دوباره برمیگردی خیلی دیره
میگی حرفاش یه دروغ بود بی صدام دلت میگیره
ولی افسوس که دل من دیگه عاشق نمیمونه
که برای با تو بودن شعر خوشبختی بخونه
یادته به من میگفتی که برام فقط تو موندی
حس من مثل یه شعره بیت آخر رو تو خوندی
همه حرفایی که گفتی دونه دونه باورم شد
همه اشکی توی چشمام واسه روز آخرم شد
اما تو ساده شکستی حرمت هر چی نفس بود
کاش تو قصه هات میگفتی دل من برات قفس بود
میدونم یه روز دوباره برمیگردی خیلی دیره
میگی حرفاش یه دروغ بود بی صدام دلت میگیره
برو قلبتو بردار که واسه خودت بمونه
توی رویام جا نداری بسه حرفه عاشقونه
آخه دلم يه جاي ديگه گير كرده اسيره
نيا پيشم ،ولم كن ،برو حوصلت و ندارم
از ناز و ادات خسته شدم ، حالت و ندارم![]()
![]()
![]()
يكي پيدا شده صد مرتبه از تو قشنگ تر
يكي پيدا شده هزار دفعه از تو يه رنگ تر
يكي پيدا شده كه قدر عشقم و مي دونه
از تويه چشام حرف تويه دلم و مي خونه![]()
![]()
![]()
مثل تو نيست كه هر كاري كنم ايراد بگيره
هر چي بش بگم، حاليش نشه هيچي نگيره
اگه يه لحظه پيشش نباشم دلش مي گيره
من و دوستم داره ،عاشقمه ،واسم مي ميره![]()
![]()
![]()
مثل تو نيست كه از عاشق شدن هيچي ندونه
همه حرف هاي عاشقونه ارو بازي بدونه
مثل تو نيست كه راست و چپ بره، بگيره بهونه
بهونه هاي جور واجور بگيره از زمونه
![]()
. (شوخی بودا به دل نگیرین
)
.
. قشنگ گرفتم نه؟ ![]()
![]()
گلوم میسوزه باز از بغض سنگینم![]()
تو برکه عکس چشماتو نمیبینم![]()
ببخشم عاشقم دیوونگی کردم![]()
شاید خوابیدم و خواب تورو دیدم![]()
بکشم اما به احساسم نشو مشکوک![]()
مگه این عشق و میشه از تو پنهون کرد ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
.![]()
.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
.
![]()
.![]()
.
.
.
.
٬نازنین)![]()
.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دنیا را از دست ما خواهند گرفت




