¸„ø¤º°¨₪☼ ∂ღ شب مهتابیღ∂ ☼₪¨°º¤ø„¸
خیال نکن با رفتنم دنیا به آخر میرسه, من که برم برای تو یه عشق بهتر میرسه
خدا گفت:راز رسیدن فقط همین است٬ فقط کافیست انار دلت ترک بخورد. سلام دوستان ببخشید که نشده تو این یه هفته up کنم.همش exam داشتم٬این مولی که نمیذاره آدم یه نفس راحتی بکشه. از طرفی هم pc مشکل داشت hold on to me love you know i can't stay long all i wanted to say was i love you and i'm not afraid ?can you hear me می توانی مرا در آغوشت حس کنی؟ holding my last breath safe inside myself are all my thoughts of you sweet raptured light it ends here tonight نوری مطبوع و از هم گسیخته بود که همینجا پایان می گیرد i'll miss the winter a world of fragile things look for me in the white forest hiding in a hollow tree come find me i know you hear me i can taste it in your tears می توانم طعمش را در اشکهایت بچشم holding my last breath safe inside myself are all my thoughts of you sweet raptured light it ends here tonight نوری مطبوع و از هم گسیخته بود که همینجا پایان می گیرد closing your eyes to disappear you pray your dreams will leave you here but still you wake and know the truth no one's there calling me calling me as you fade to black
وقتی که ساز صداقتت همیشه بی صداست
وقتی یک بار نشد تا سر حرفات بمونی
نتونستی قدر عشق بی ریا رو بدونی
نمی تونم ، نمی خوام که با تو هم صدا بشم
من به خاطر خودت از تو باید جدا بشم
نمی تونم ، نمی خوام حرفاتو باور بکنم
قصه ی دروغ احساستو از بر بکنم
اگه من می خوام برم امروز و تنهات بذارم
واسه اینه که خودت رو به تماشات بذارم
ولی من هرگز نخواستم که فراموشت کنم
مثل اسمون بی ستاره خاموشت کنم
صدای تیک تیک ساعت میگه وقت رفتنه
لحظه جدایی و خدافظی رو گفتنه
. خوبین؟چه خبرا؟![]()
.امروز که یکم سرم خلوت تر بود٬اومدمbeupam
.
عشق ، به من چنگ بزن
میدانی که نمیتوانم بمانم
همه گفتنیهام این بود که دوستت دارم و نمی ترسم
می توانی صدام رو بشنوی؟
?can you feel me in your arms
که آخرین نفسم را نگه داشته ام
امن در درونم
آیا همه افکارم در باره ات
زمستان را ازد ست می دهم( دلم برای زمستان تنگ می شود)
دنیایی از اشیاء شکننده
در جنگل سپید به دنبالم بگرد
در درختی تو خالی مخفی شدهام بیا مرا پیدا کن
مید انم مرا می شنوی
که آخرین نفسم را نگه داشته ام
امن در درونم
آیا همه افکارم در باره ات
چشمهایت را می بندی تا ناپدید شوی
دعا میکنی تا رویاهیت همینجا رهایت کنند
اماباز هم بیدار میشوی و حقیقت را می دانی
کسی آنجا نیست
بگو شب خیر
don't be afraid
نترس
همچنانکه در سیاهی محو می شوی مرا صداکن


