تبليغاتX
¸„ø¤º°¨₪☼ ∂ღ شب مهتابیღ∂ ☼₪¨°º¤ø„¸

¸„ø¤º°¨₪☼ ∂ღ شب مهتابیღ∂ ☼₪¨°º¤ø„¸

خیال نکن با رفتنم دنیا به آخر میرسه, من که برم برای تو یه عشق بهتر میرسه

خداوند مشتی خاک را بر گرفت...میخواست لیلی را بسازد٬ از خود در آن دمید. و لیلی پیش از آنکه با خبر شود عاشق شد٬ سالیانی است که لیلی عشق می ورزد.لیلی باید عاشق باشد٬ زیرا خداوند در آن دمیده است. لیلی زیر درخت انار نشست٬ درخت انار عاشق شد٬ گل داد سرخ سرخ. گل ها انار شد٬ نه داغ داغ٬ هر اناری هزار دانه داشت دانه ها عاشق بودند بی تاب بودند٬ توی انار جا نمی شدند.انار کوچک بود. دانه ها بیتابی می کردند٬ انار ترک برداشت. خون انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده را خورد.مجنون به لیلی اش رسید.

خدا گفت:راز رسیدن فقط همین است٬ فقط کافیست انار دلت ترک بخورد.

نوشته شده در چهارشنبه 1386/09/21ساعت توسط #SoM3OnE#| |
وقتی که تو دل سنگت پر از رنگ و ریاست
وقتی که ساز صداقتت همیشه بی صداست

وقتی یک بار نشد تا سر حرفات بمونی
نتونستی قدر عشق بی ریا رو بدونی

نمی تونم ، نمی خوام که با تو هم صدا بشم
من به خاطر خودت از تو باید جدا بشم

نمی تونم ، نمی خوام حرفاتو باور بکنم
قصه ی دروغ احساستو از بر بکنم

اگه من می خوام برم امروز و تنهات بذارم
واسه اینه که خودت رو به تماشات بذارم

ولی من هرگز نخواستم که فراموشت کنم
مثل اسمون بی ستاره خاموشت کنم

صدای تیک تیک ساعت میگه وقت رفتنه
لحظه جدایی و خدافظی رو گفتنه
نوشته شده در شنبه 1386/09/17ساعت توسط #SoM3OnE#| |

سلام دوستان. خوبین؟چه خبرا؟

ببخشید که نشده تو این یه هفته up کنم.همش exam داشتم٬این مولی که نمیذاره آدم یه نفس راحتی بکشه.

از طرفی  هم pc مشکل داشت.امروز که یکم سرم خلوت  تر بود٬اومدمbeupam .

hold on to me love
عشق ، به من چنگ بزن

you know i can't stay long
میدانی که نمیتوانم بمانم

all i wanted to say was i love you and i'm not afraid
همه گفتنیهام این بود که دوستت دارم و نمی ترسم

?can you hear me
می توانی صدام رو بشنوی؟


?can you feel me in your arms

می توانی مرا در آغوشت حس کنی؟

holding my last breath
که آخرین نفسم را نگه داشته ام

safe inside myself
امن در درونم

are all my thoughts of you
آیا همه افکارم در باره ات

sweet raptured light it ends here tonight

نوری مطبوع و از هم گسیخته بود که همینجا پایان می گیرد

i'll miss the winter
زمستان را ازد ست می دهم( دلم برای زمستان تنگ می شود)

a world of fragile things
دنیایی از اشیاء شکننده

look for me in the white forest
در جنگل سپید به دنبالم بگرد

hiding in a hollow tree come find me
در درختی تو خالی مخفی شدهام بیا مرا پیدا کن

i know you hear me
مید انم مرا می شنوی

i can taste it in your tears

می توانم طعمش را در اشکهایت بچشم

holding my last breath
که آخرین نفسم را نگه داشته ام

safe inside myself
امن در درونم

are all my thoughts of you
آیا همه افکارم در باره ات

sweet raptured light it ends here tonight

نوری مطبوع و از هم گسیخته بود که همینجا پایان می گیرد

closing your eyes to disappear
چشمهایت را می بندی تا ناپدید شوی

you pray your dreams will leave you here
دعا میکنی تا رویاهیت همینجا رهایت کنند

but still you wake and know the truth
اماباز هم بیدار میشوی و حقیقت را می دانی

no one's there
کسی آنجا نیست


say goodnight
بگو شب خیر

don't be afraid
نترس

calling me calling me as you fade to black
همچنانکه در سیاهی محو می شوی مرا صداکن

 

نوشته شده در سه شنبه 1386/09/06ساعت توسط #SoM3OnE#| |