¸„ø¤º°¨₪☼ ∂ღ شب مهتابیღ∂ ☼₪¨°º¤ø„¸
خیال نکن با رفتنم دنیا به آخر میرسه, من که برم برای تو یه عشق بهتر میرسه
حالا دیگه تو رو داشتن خیاله متشكرم وقتی که می رفتیم با پای پیاده تا صبح مینشستم کنار عکست به تو میگم كه نشو ديوونه ای دل If the heart is always searching More and more, I start to realize عاقبت ظلم تو رو یه روز تلافی میکنم رفتی حالا به کی بگم آهاي مردم دنيا دلمو ازت میگیرم٬ برو هر جا که دلت خواست دیگه هیچ خیالی هم نیست٬ وقتشه٬ آخره حرفاس اگه سوختی اگه ساختی٬ اگه برده بودی باختی برو اونجا که میدونی٬ نه میسوزی نه میبازی دل من سر به هوا بود٬ ولی آزاد و رها بود بیخیال از همه دنیا٬ از غم و غصه جدا بود دلمو ازت میگیرم٬ برو هر جا که دلت خواست دیگه هیچ خیالی هم نیست٬ وقتشه٬ آخره حرفاس می دونم ... می دونم بر نمی گردی خداحافظ خداحافظ چشم من بيا منو ياری بکن
دل اسیر آرزوهای محاله
غبار پشت شیشه میگه رفتی
ولی هنوز دلم باور نداره
حالا راه تو دوره
دل من چه صبوره
کاشکی بودی و می دیدی
زندگیم چه سوت و کوره
آسمون از غم دوریت
حالا روز و شب می باره
دیگه تو ذهن خیابون
منو تنها جا می ذاره
خاطره مثل یه پیچک
می پیچه رو تن خستم
دیگه حرفی که ندارم
دل به خلوت تو بستم
براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.
براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.
براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.
براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي.
براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.
براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي.
براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.
براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.
براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.
براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي.
براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"
براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.
براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.
براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي.
براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.
براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.
براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي.
گفتی فقط یادت باشه یه دوستیه ساده
هیچ حسی نباشه هیچ عشقی نباشه
یه روز خواستیم جدا بشیم بریم خیلی ساده
این بارونه چشمام تمومی نداره
آخه دلم برای تو یه بیقراره قراره قراره
گفتی نمی خوامت عاشقت نمیشم
گریه هاتم دیگه برام فایده نداره
دیدی که عاشقت کردم خودت گفتی که فکر نمی کردم
اینجوری عاشقت بشم
ولی دیدی که عاشقت کردم
اما من واسه تو میمردم
دوسم نداشتی غصه می خوردم
آخرش دل تو رو بردم
گفتی منو می خوای چی کار تنها برو هر جا می خوای برو
واسه تو میمردم غصتو می خوردم
یواشکی عکستو با خودم می بردم
بیدار میموندم غصتو می خوردم
به تو میگم كه نگيـر بهونه ای دل
من ديگه بچه نمیشم
ديگه بازيـچه نمیشم
به تو میگم عاشقی ثمـــر نداره
واسه تو جز غم و دردسر نداره
عقلم رو زير پا گذاشتی رفتی
تو من رو مبتلا گذاشتی رفتی
به غم زمونه ای دل
من رو جا گذاشتی رفتی
به خدا من رو رسوا كردی ای دل
همهجا مشتم رو وا كردی ای دل
فتنه بر پا كردی ای دل
من رو رسوا كردی ای دل
میدونم تو ديگه عاقل نمیشی
تو ديگه براي من دل نمیشی
امروز تفلد دختر خالم مریم٬ از همین جا تفلدشو تبریک میگم. کادوشو دیگه بعدا بش میدم
. ایشالا ۱۲۰ ساله شی مریم جون ![]()
![]()
.


Can you ever find a home
I've been looking for that someone
I'll never make it on my own
Dreams can't take the place of loving you
There's gotta be a million reasons why it's true
When you look me in the eyes
And tell me that you love me
Everything's alright
When you're right here by my side
When you look me in the eyes
I catch a glimpse of heaven
I find my paradise
When you look me in the eyes
How long will I be waiting
To be with you again
Gonna tell you that I love you
In the best way that I can
I can't take a day without you here
You're the light that makes my darkness disappear
I can reach my tomorrow
I can hold my head up high
And it's all because you're by my side
اشکامو پاک میکنم با دل تبانی میکنم
میاد اون روزی که تو قهر دلمو رو ببینی
چشماتو باز بکنی حقیقتو خوب ببینی
میاد اون روزی که من نامه هاتو پاره کنم
میاد اون روزی که من غم دلمو چاره کنم
...
اگه اون روز برسه منم برات ناز میکنم
با غم و غصه و دردم تو را دمساز میکنم
اگه دل تاب بیاره منم به اون روز میرسم
روی ابرها میشینم به آسمونها میرسم
...
تو میخوای تا میتونی دل منو خون بکنی
با رقیبام بشینی منو تو دیوونه کنی
اما هر روز خوشی تنگ غروبی هم داره
شبای سرد و سیاه صبح سپیدی هم داره
...
خیلی دلم تنگه برات
میخوام به بار ببینمت
سر بذارم رو شونه هات
دوست داشتم با گلای سرخ
می اومدم به دیدنت
نه اینکه با رخت سیاه
چشمای سرخ ببنمت
گل و پر پر میکنم سر مزارت
تا ابد بارونی چشمای یارت
رفتی افسوس گل من تو در دل خاک
از تو یادگاریه چشمای نمناک
پاییز غریب و بی رحم
اون همه برگ مگه کم بود
گل منو چرا چیدی
گل من دنیای من بود
گلم و ازم گرفتی
تک و تنها زیر بارون
حالا که نیستی کنارم
میذارم سر به بیابون
هنوزم بارون میباره
تو میای انگار کنارم
خودتم بهتر میدونی
آهاي مردم دنيا
گله دارم گله دارم
من از عالم و آدم گله دارم
آهاي مردم دنيا
آهاي مردم دنيا
گله دارم گله دارم
من از دست خدا هم گله دارم گله دارم
شما که حرمت عشق رو شکستين
کمر به کشتن عاطفه بستين
شما که روي دل قيمت گذاشتين
که حرمت عشق رو نگه نداشتين
آهاي مردم دنيا
آهاي مردم دنيا
گله دارم گله دارم
من از دست خدا هم گله دارم گله دارم
فرياد من شکايت يه روح بي قراره
روحي که خسته از همه زخمي روزگاره
گلايه من از شما حکايت خودم نيست
براي من که از شما سوختن و گم شدن نيست
اگه عشقي نباشه آدمي نيست
اگه آدم نباشه زندگي نيست
نپرس از من چه آمد بر سر عشق
جواب من به جز شرمندگي نيست 
قول میدم وقتی که نیستی عکستو بغل نگیرم
قول میدم روزی هزار بار واسه ی اشکات نمیرم
قول میدم وقتی که نیستی پای عشق تو نسوزم
قول میدم در انتظارت چشمامو به در ندوزم
میدونی که خیلی خستم میدونی دلم گرفته
میدونی دوریت عذابه میدونی گریم گرفته
میدونم بر نمی گردی میدونم رفتی که رفتی
دروغ بود هرچی میگفتی میدونم ...
همیشه تو مهربونی واسه این قلب شکسته
واسه این حس غریبم که فقط دل به تو بسته
بیا برگرد اگه قلبم تو رو از خونه نرونده
دیگه از آخر قصه حتی یک لحظه نمونده
حتی یک لحظه نمونده...
چه سخته تو چشمای تو بگم بازم
خداحافظ
کاش میشد یه باره دیگه
دست تو دست من میزاشتی
کاشکی من نمیدونستم
که منو دوسم نداشتی
خداحافظ خداحافظ
گل نازم خداحافظ
چه سخته تو چشای تو بگم بازم خداحافظ
حالا میگم خداحافظ
عزیز من خداحافظ
چه سخته تو چشای تو بگم بازم خداحافظ
تو میگفتی که محال قدر احساس و ندونی
کاش به من نگفته بودی
دیگه پیشم نمیمونی
دیگه پیشم نمیمونی
خداحافظ خداحافظ
نازنینم خداحافظ
خداحافظ
گونه هام خشکيده شد کاری بکن
غيره گريه مگه کاری ميشه کرد
کاری از ما نمياد زاری بکن
اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه ميخواد
هرچی دريا رو زمين داره خدا
با تمومه ابرای آسمونا
کاشکی ميداد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گريه کنن
اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه ميخواد
قصهء گذشته های خوب من
خيلی زود مثل يه خواب تموم شدن
حالا بايد سر رو زانوم بذارم
تاقيامت اشک حسرت ببارم
دل هيشکی مث من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گريه دوای دردمه
چرا چشمام اشکشو کم مياره
خورشیده روشن ما رو دزديدن
زیره اون ابرای سنگين کشيدن
همه جا رنگه سياهه ماتمه
فرصت موندنمون خيلی کمه
اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه ميخواد
سرنوشت چشاش کوره نمیبینه
زخم خنجرش ميمونه تو سينه
لب بسته سينهء غرق به خون
قصهء موندن آدم همينه
اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه ميخواد


