تبليغاتX
¸„ø¤º°¨₪☼ ∂ღ شب مهتابیღ∂ ☼₪¨°º¤ø„¸

¸„ø¤º°¨₪☼ ∂ღ شب مهتابیღ∂ ☼₪¨°º¤ø„¸

خیال نکن با رفتنم دنیا به آخر میرسه, من که برم برای تو یه عشق بهتر میرسه

listat.blogfa.com

گناهی ندارم ولی قسمت اینه
که چشمای کورم به راهت بشینه

برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرورو تو چشمات شکستم

سر از کار چشمات کسی در نیاورد
که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد

واسه من که برعکس کار زمونه
یکی نیست که قدر دلم رو بدونه

هنوزم زمستون به یادت بهاره
تو قلبم کسی جز تو جایی نداره

صدای دلم ساز ناسازگاره
سکوتم به جز تو صدایی نداره

تو خواب و خیالم همش فکر اینم
که دستاتو بازم تو دستام ببینم

ولی حیف از این خواب پریدم
که بازم با چشمای کورم به راهت بشینه

نوشته شده در پنجشنبه 1387/08/16ساعت توسط #SoM3OnE#| |
listat.blogfa.com

اون روزای رفته رو می خوام چیکار

اون همه خاطره رو می خوام چیکار

وقتی که دیگه کنارم نباشـی

من یه عشق دیگه رو می خوام چیکار

زندگی با همه خوبیش مال تو

من به جز تو دیگه هیچی نمی خوام

تو بگی میرم و پیدام نمیشه

حتی توی رویات نمیام

تو فقط بگو که از من چی می خوای

هر چی که دلت بخواد همون میشم

یه دفعه خاک زمین میشم برات

یه دفعه ابر تو آسمون میشم

نوشته شده در دوشنبه 1387/08/13ساعت توسط #SoM3OnE#| |
listat.blogfa.com
نوشته شده در سه شنبه 1387/08/07ساعت توسط #SoM3OnE#| |

listat.blogfa.com

سلام!!

خوفین؟؟چه خفرا؟؟خوش میگذره؟؟

من که ناراحتم٬ آخه خیلی بده آدم یه روز قبل از تفلدش٬ روز تفلدش٬ و روز بعد از تفلدش همش Exam داشته باشه!!

اینجوری که آدم هیچ غلطی نمیتونه بکنه...!!

امسالم که ساله آخر نشد تو مدرسه تفلد بگیرم ٬ همه سرگرم درس بودن!!

حالا Any Way من اینجا تفلدم و میگیرم !!

من اصولا" زیاد نتیجه میگیرم٬ پس در نتیجه  :

تفلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک

ایشالا ۶۸۷۰ شم...!!!!

listat.blogfa.com

اين يه برش ماله خدمه كه نوش جونم٬ بقيش گذاشتم واسه شما که نوش جونتون !!

نوشته شده در دوشنبه 1387/08/06ساعت توسط #SoM3OnE#| |
listat.blogfa.com

چون شدیدا" دلم هوس نون و پنیر کرده این شعرو گذاشتم!!

نون و پنیر و هق هق سفره ی سرد عاشق
نون و پنیر و فندق رخت عزا تو صندوق

نون بیات و حلوا سوخته حریر دریا
نون و پنیر و گردو قصه ی شهر جادو

نون و پنیر و بادوم یه قصه ی ناتموم
نون و پنیر و سبزی تو بیش از این می ارزی

پای همه گلدسته ها دوباره اعدام صدا
دو باره مرگ گل سرخ دوباره ها دوباره ها

حریق سبز جنگلا به دست کبریت جنون
از کاشی های آبیمون سر زده فواره ی خون

نون و پنیر و بادوم یه قصه ی ناتموم
نون و پنیر و سبزی تو بیش از این می ارزی

قصه ی جادوگر بد که از کتابا میومد
نشسته بر منبر خون عاشقا رو گردن میزد

کنار شهر آینه جنگل سبز شیشه بود
برای گیس گلابتون اون روز مث همیشه بود

پونه می ریخت تو دامنش تا مادرش چادر کنه
می رفت که از بوی علف تمام شهر و پر کنه

غافل از اینکه راهش رو جادوگر دزدیده بود
رو صورت خورشید خانوم خط سیاه کشیده بود

آهای آهای یکی بیاد یک شعر تازه تر بگه
برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه
از مرگ جادوگر بد که از کتابها میومد

چشمای گیس گلابتون چیزی به جز شب نمی دید
هوا نبود، نفس نبود، قصه به آخر نرسید
قصه های مادربزرگ، آیینه خود منه
طلسم جادوگر باید با دستای تو بشکنه

با دستای رفاقتت، تاریکی وحشت نداره
نوری که حرفه آخره، به قصمون پا میذاره
حیفه که شهر آینه سیاه بشه حروم بشه
قصه ی تو، قصه ی من، اینجوری ناتموم بشه

نوشته شده در پنجشنبه 1387/08/02ساعت توسط #SoM3OnE#| |