¸„ø¤º°¨₪☼ ∂ღ شب مهتابیღ∂ ☼₪¨°º¤ø„¸
خیال نکن با رفتنم دنیا به آخر میرسه, من که برم برای تو یه عشق بهتر میرسه
اصلا باورم نمیشه به این زودی مدرسه تموم شه!! انگار همین دیروز بود که داشتم خودمو به درو دیوار میکوبیدم که نمیخوام برم مدرسه. روزای اولی که داشتم میرفتم پیش دبستانی همش گریه میکردم و از کلاس میرفتم بیرون دیگه از اون به بعد معلممون در کلاس و قفل میکرد اما الان عاشق مدرسه ام٬ و دوس نداشتم تموم شه اما حیف که تموم شد٬ هنوزم که هنوزه نمیباورم شاید با بعضیاشون بشه ادامه داد و شایدم با بعضیاشون نشه! دیگه حال ندارم بنویسم حتما تو یه فرصت مناسب که حال داشتم به همتون میسرم فیلن Bye Bye
. رفتم پیش دفتر دارمون گفتم خانوم ... پروندمو بده می خوام بذارم زیر بغلم از مدرسه برم
٬ گفت برو ۱ ماه دیگه بیا.
![]()
منم میرفتم پشت در مینشستم و به این حالت
گریه میکردم و میکوبیدم به در
٬ همه دختر پسرای کلاسم اینجوری
نگام میکردن
. حتی یه بارم رفتم تو دستشویی قایم شدم که پیدام کردن
. کلاس اولم که میخواستم برم همین آش بود و همین کاسه
. مامانمو با خودم میبردم سر کلاس
. دیگه بعد کم کم آدم شدم
.
. جدا شدن از بچه هایی که از همون اول با هم بودیم و الان ۱۲-۱۳ ساله که با همیم سخته
.
٬ تا همین جا که فهمیدین مدرسه ام تموم شد بسه
!
.
.


